خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبها که با خیال رخت آه میکشمنقشی به لوح دیده از آن ماه میکشم
۲
تا شستوشوی دل کنم از غیر نقش دوستناشسته روی جام سحرگاه میکشم
۳
با سالکان میکده در شاهراه عشقجامی به یاد رهرو آگاه میکشم
۴
آویختن نیارم از آن دامن بلندخجلت ز دست و پنجه کوتاه میکشم
صفحهٔ ۱ از ۳