خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۱۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز مستانه برون از در خمار شدیمآفت جان و دل مردم هشیار شدیم
۲
از پس پرده پندار چو بیرون گشتیمپردهدار حرم عالم اسرار شدیم
۳
در حریم حرم از سعی صفایی نفزودزآن به بتخانه مرید بت و زنار شدیم
۴
حاصل خود همه دادیم به سیلاب فنافارغ از نیک و بد و اندک و بسیار شدیم
صفحهٔ ۱ از ۳