شعر را زندگی کن
خلوتی با ساغر کنگاوری

شمارهٔ ۱۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به خاک قدم پیر مغان سر زده‌امپای بر فرق سرافرازی قیصر زده‌ام
۲
گشته‌ام خاک‌نشین بر در میخانه عشقپشت پا بر حرم و بتکده یکسر زده‌ام
۳
از کف ساقی ترسابچه در بزم حضورمی رنگین‌تری از خون کبوتر زده‌ام
۴
خورده‌ام جام حیات از می خمخانه عشقطعنه بر چشمه ظلمات سکندر زده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth