خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۱۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به کی فکر می و شاهد و ساقی و ندیمنفسی تازه کن از عشق به انفاس نسیم
۲
ای که با تازه جوانان سر یاری داریرو غنیمت بشمر صحبت یاران قدیم
۳
اشک سیمین و رخ زرد بود مایه عشقکمعیار است به بازار محبت زر و سیم
۴
تو مپندار که عشق آتش نمرودی نیستآتش آن است ولیکن تو نه ابراهیم
صفحهٔ ۱ از ۳