خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۱۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیسبب خار به چشم کرم یار شدیمای دریغا که به کام دل اغیار شدیم
۲
نه عجب خار گر از صحبت گل گشت عزیزعجب از ماست که در صحبت گل خار شدیم
۳
تا بر آن صفحه رخسار خطش دایره زدما بر آن دایره سرگشته چو پرگار شدیم
۴
قید عشق تو بسی محکم و ما صید ضعیفآه از این دام بلایی که گرفتار شدیم
صفحهٔ ۱ از ۳