شعر را زندگی کن
خلوتی با ساغر کنگاوری

شمارهٔ ۱۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن شب که با خیال تو خوش بود حال منمن دانم و خدا که چه رفت از خیال من
۲
احوال شب‌روان پریشان‌نورد رازلف تو داند و دل آشفته‌حال من
۳
دل می‌برد به غمزه و می‌پرورد به نازصد جان فدای دلبر نیکوخصال من
۴
در بوستان به حسرت صیاد سوختممی‌ریخت کاش در قفس و دام بال من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth