خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۱۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خورشیدوار پرده ز رخ گر برافکنیخورشید را چو سایه به خاک اندر افکنی
۲
من بر رضای خاطرت اینک خلیلواراستادهام اگر همه بر آذر افکنی
۳
دل باختن به راه تو از سختجانی استدر راه دوست سهل بود گر سر افکنی
۴
خوش منظریست حسن رخ یار در نظرتا دیده هست به که بر آن منظر افکنی
صفحهٔ ۱ از ۳