خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۱۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر باغ بهشت است و بت حور سرشتیمن دور تو گردم که سراپای بهشتی
۲
در دین توام گر همه دین پرور دیریدر کیش توام گر همه ترسای کنشتی
۳
ای کلک قضا طرفه سواد رقم صنعاز مشک بر آن صفحه رخسار نوشتی
۴
ترسم کفنی هم نشود عاقبت ای دلزآن تار وفایی که به عشق این همه رشتی
صفحهٔ ۱ از ۳