خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به رنگ خامه تا شق کردهام در استخوان پیداسرا پا در سخن پیچم چو گردد همزبان پیدا
۲
ز بس دارم نهان دود دل و داغش پس از مردنچو کاوی مشت خاکم را شود هفت آسمان پیدا
۳
ز نقل بوسهی او در دهان خلق افتادمدو لب چون خورد بر هم گشت چندین داستان پیدا
۴
سرافرازی کجا سرمایهی افتادگی داردکه رنگ صدر میگردد ز روی آستان پیدا
صفحهٔ ۱ از ۳