خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو آرایش دهم چون شاخ رُز کاشانهی خود راگذارم همچو خاتم مُهر بر در خانهی خود را
۲
ز خاک کنج تنهایی به دست افتاده اکسیریبه گنج شایگان کی میدهم ویرانه خود را
۳
دمی کز ظلمت آباد تن خاکی برون آیمچو خضر از آب حیوان پر کنم پیمانهی خود را
۴
به زیر دست و پا چون تخم گل کم سبز میگرددمیفشان چشم من در دام صحبت دانهی خود را
صفحهٔ ۱ از ۳