شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود از تیغ زبان فکر زره‌پوشی مراجوشن داودیی شد مُهر خاموشی مرا
۲
بس که من بیگانگی از آشنایان دیده‌امیادگار دوستان باشد فراموشی مرا
۳
اختلاطم بس که چسبان است با افتادگیهست با نقش قدم چون جاده هم دوشی مرا
۴
چون کمان سر بر سر هم تاک جان آورده‌اندمی‌خورد بر دل چو پیکان حرف سرگوشی مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth