خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به گلشن گر گشاید چین زلف عنبر افشان راتبسم عطسه گردد غنچهی گلهای خندان را
۲
اگر بر ظلمت افتد پرتوی از لعل جان بخششنماید موی آتش دیده موج آب حیوان را
۳
به جیبش تکمهی خورشید داغ رشک میگرددگشاید ماه من بر صبح اگر چاک گریبان را
۴
به طفل شوخچشمی دادهام دل را که از وحشترگ خواب گران داند رَمِ وحشی غزالان را
صفحهٔ ۱ از ۳