خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به مجلسها نظر کردیم اعیان و اهالی راپر از نقش دَغَل دیدیم مسندهای خالی را
۲
به محض ادّعا هر مطلبی ثابت نمیگرددبه نقض خویشتن شاهد مکن صاحب کمالی را
۳
همین عشق است کز راز حقیقت پرده برداردبه چشم عقل نتوان دید حُسن لایزالی را
۴
زِ مهر دوست آتش هم نسازد سرد عاشق راکجا آسان توان الزام داد از بحث غالی را
صفحهٔ ۱ از ۳