خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا لبالب ز می حسن تو شد شیشهی ماخونِ گل جوش زند از رگ اندیشهی ما
۲
امشب از بادهی دیدار تو ساغر زدهایمماه و خورشید بُوَد دُرد تهِ شیشهی ما
۳
از رگ برق تجلّی است زبان در دهنشبیستون را سَبَق طور دهد تیشهی ما
۴
محو حُسنیم ز رخسار تو ای رشک بهشتمژهی حور بود خار و خس بیشهی ما
صفحهٔ ۱ از ۲