خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به گلشن بس که دارد غنچه تقلید حجابش راگل از موج تبسم وا کند بند نقابش را
۲
اگر یک شب سهیل لعل آن مه بر فلک تابدچو داغ لاله آرد در نظر صبح آفتابش را
۳
چو از خون بهار آن شاخ گل می در قدح ریزددهد از مجمر گلها دل بلبل کبابش را
۴
ندارد بر بساط دلبری هم چشمی از شوخیکه بالین از رَم آهوست چشم نیم خوابش را
صفحهٔ ۱ از ۳