شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کرده تا چشم ترم انشاء ز مژگان ابر رامی‌کند در قطره شرم بحر پنهان ابر را
۲
بی‌تفاوت می‌کند ریزش کف دریادلانخار و گل در قسمت فیض است یکسان ابر را
۳
تا سحاب دیده‌ی من جوش طوفان می‌زندمی‌نماید پرده‌های چشم حیران ابر را
۴
دیده را این ماجرا از ابر روشن تر بُودداده مژگان ترم تعلیم باران ابر را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth