خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با تمنّای دلت مطلب نگردد آشنالب تو را شبها چو با یارب نگردد آشنا
۲
گرم آن قنّاد شکّر لب نگردد آشناروز اگر تابد چو مهرم شب نگردد آشنا
۳
گر سر دل بند سازد حلقهی زنجیر زلفگردنم را طوق آن غبغب نگردد آشنا
۴
خاک دام الفت حسن است با ترکیب مابی تعشُّق روح با قالب نگردد آشنا
صفحهٔ ۱ از ۳