شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مست خوابم را کند مژگان گشایی آفتابگرم دارد با سر من آشنایی آفتاب
۲
چهره‌ی زرین روشندل کم از اکسیر نیستسنگ سازد لعل با رنگ طلایی آفتاب
۳
گر کشد جام صبوحی ماه من یک صبحدمتوبه خواهد کرد رسم خود نمایی آفتاب
۴
عکس خون‌آلود مژگانم نماید بی رخشپنجه را چون از شفق سازد حنایی آفتاب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth