خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن که گوش چرخ را مالیده فریاد من استآنچه میپیچد عنان سیل بنیاد من است
۲
خار صحرای تو چون مژگان لیلی دل رباستهر که مجنون تو میگردد پریزاد من است
۳
صید آنکس میشوم کز هر دو عالم فارغ استهر که دام خویش را برچیده صیاد من است
۴
بیستون چرخ را شیرین ز جا برداشتنیک فن از پرکاری بازوی فرهاد من است
صفحهٔ ۱ از ۲