شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خال لب تو شاهد داغ دل من استداغ محبت تو چراغ دل من است
۲
از بس که محو باده‌ی لعل تو گشته استخطّ لب تو خطّ ایاغ دل من است
۳
خون گرمی ای که از دم تیغ تو دیده‌امخورشید حشر پنبه‌ی داغ دل من است
۴
با یار زلف حور بود موج اشک و آهبی او نظاره موی دماغ دل من است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth