شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به چشم نو بهار جلوه‌اش گل کرده استخار مژگان مرا منقار بلبل کرده است
۲
همچو مژگان سینه‌ی نظّاره‌ام شد چاک چاکبا دل من تا چها تیغ تغافل کرده است
۳
بس که در چشم و دل من یاد خالش نقش بستسُبحه‌ی مرجان اشکم چشم بلبل کرده است
۴
سایه‌ی مو بر تنم شمشیر لنگر دار شدبس که در قتلم ز شوخی‌ها تأمّل کرده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth