شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۱۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا عذارش نقش آن خطّ زمرّد رنگ بستصفحه آیینه‌ام از عکس طوطی رنگ بست
۲
چون نگارستان سِحر از خامه‌ی مژگان شوخبر هوا موج نگاهش صورت ارژنگ بست
۳
هر سر مو بر تنم فوّاره‌ی بوی گل استسرو من چون دسته‌ی گل تا کمر را تنگ بست
۴
اشک طوفان مشربم جوش گرانی می‌زندکوهسار از موج سیلابم کمر چون سنگ بست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth