خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۱۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دلم مست رنگ و بوی گل استچشم چون شبنمم به روی گل است
۲
عندلیبان باغ را منقارجرس کاروان بوی گل است
۳
دادهام تا به عارضش نسبتخاطرم وقف آرزوی گل است
۴
جلوهی حسن او به باغ وجودفاش و مستور همچو بوی گل است
صفحهٔ ۱ از ۲