شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۱۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح آن مَهَم در آتش ناز و عتاب سوختاز گرمی زیاده مرا آفتاب سوخت
۲
چون شمع آه جوش شرر زد ز دیده اشکاز بس که تند آتش دل گشت آب سوخت
۳
گردید آب بس که دل از تاب عارضشچون شبنم از مصاحبت آفتاب سوخت
۴
شد تند و از حجاب برآمد نگاه یاراز بس که بر فروخت عذارش نقاب سوخت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth