خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۱۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دیده ور به روز کجا چهره شب شودهم چشم آفتاب چرا ذو ذنب شود
۲
در شیشه می گل شفق و صبح محشرتخورشید من چو ساقی بزم طرب شود
۳
نازت نشد حریف زبان شکایتممهر دهان من مگر آن خال لب شود
۴
هر کس چو اشک ریخته است آبرو به خاکمفتون دلربایی حسن طلب شود
صفحهٔ ۱ از ۲