شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۲۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا جنون از طوق آن غبغب گریبانگیر شدحلقه ی گرداب آب گوهرم زنجیر شد
۲
خط لبت بوسید و زلف از عارضت دلگیر شدچاره ی دردم نکردی بی مروت! دیر شد
۳
یک قلم دیوان خوبی شد زخط زیرو زبردر شکار حسن آخر مور خطت شیر شد
۴
رخصت بوسیدن ابروی خویشم داده ایعاقبت ما را نصیب از عاشقی شمشیر شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth