شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۲۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به اقبال جنون آرام من سیماب می گرددسرم از جوش سودا چون سر گرداب می گردد
۲
خیال عارضش تا شمع فانوس دلم باشدز دود آه در ویرانه ام مهتاب می گردد
۳
هجوم غم سرشکم را زطوفان باز می داردغبار خاطرم سدّره سیلاب می گردد
۴
چنان آغشته ی خون حرفم آید بر لب از تیغشکه چون زخم از حدیث من روان خوناب می گردد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth