خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۲۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اشکم از پرتو مهر تو ضیایی داردشبنم آیینه ی خورشید نمایی دارد
۲
گره از کار دلم عقده ی زلف تو گشوددر گره عقده ی من عقده گشایی دارد
۳
گوهر اشک مرا جام جهان بین صدف استدیده تا سرمه زخاک کف پایی دارد
۴
نغمه قرب ز جویایی خود می شنومکاروان حلبم بانگ درایی دارد
صفحهٔ ۱ از ۴