خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۲۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا ز خط مشکبار او رقم پرور شودخامه در بحر کفم فواره ی عنبر شود
۲
جلوه اش در چشم عارف می زند موج ظهورماه من پنهان اگر چون آب در گوهر شود
۳
در گلستان از خیال شوخی مژگان اوشاخ گلها را مشبک غنچه چون مجمر شود
۴
هر کجا از لعل آتش رنگ رنگ شعله ریختمرغ آتش خواره ی آن ماهی کوثر شود
صفحهٔ ۱ از ۲