خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۲۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون به هم قانون الفت ساز مردم می کنندچشم تا بر هم زنند از هم توهم می کنند
۲
دایه را پروردن اطفال منظور است و بسشکوه بی جا مردم از افلاک و انجم می کنند
۳
همچو آن فردی که خود را در حساب آورده خلقخویش را در جمع کردن بیشتر کم می کنند
۴
بر چنین وضعی مرا بی پرده خون باید گریستتا به روی مردمان خندم تبسم می کنند
صفحهٔ ۱ از ۳