شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۲۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خصم طوفانی ز من در عین استیلا شودقطره چون گردد به دریا چهره ناپیدا شود
۲
گرد بر دل نیست از بالای بد گوهر مراعکس ساحلی کی غبار خاطر دریا شود
۳
ره به معراج معانی کی برند آلودگانسفله کی مالک رقاب عالم بالا شود
۴
هر که حرفی گفت چون طوطی نگردد جبرییلپشه گر بالی به خود بسته است کی عنقا شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth