خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۲۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل تواند چید دامن دامن از شاخ امیدهر که با شاخ گلی ساغر کشد در پای بید
۲
از هوس بر منظر خوبان نبیند اهل دیدبوالهوس در چشم بینش میل بی دردی کشید
۳
روز بینایی سیه شد بر نظر بازان مگرمشق نابینایی از مد نظر بازی رسید
۴
سخت تر شد عقده ی تقدیر از تدبیر ماچاره کم کن بسته تر این قفل گردد از کلید
صفحهٔ ۱ از ۴