خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۲۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاخ گلم را میل اگر تکلیف گلزارش کندگل رقص نکهت در چمن برطرف دستارش کند
۲
نظاره ی جانان من در دست نبض جان منهر دم دوا دردم دلم از چشم بیمارش کند
۳
آیینه را هر صبحدم از عرض حسن محتشمداغ صنم باغ ارم بی پرده رخسارش کند
۴
خندد به روی گل اگر در گلشن باغ نظرهر غنچه را درج گهر یاقوت شهوارش کند
صفحهٔ ۱ از ۴