خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۲۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دست نازی که بر کمر داردکی سرم را زخاک بردارد
۲
به شکر خنده ها نبات لبشعرصه را تنگ بر شکر دارد
۳
می کشد تیغ از کف دلدارطول اشکم چها جگر دارد
۴
معنی حرفم از لبش پیداستلعل او لطف درگهر دارد
صفحهٔ ۱ از ۳