خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۲۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که چون شمع شود سرکش از او سرگیرندباش افتاده که از خاک ترا برگیرند
۲
طایری چند که با کنج قفس ساخته اندقاف تا قاف به افشاندن شهپر گیرند
۳
مد احسان ابد را خط جانم انگارندعارفانی که در این میکده ساغر گیرند
۴
تشنه ای چند که فردوس شهادت جویندشعله ی تیغ ترا موجه ی کوثر گیرند
صفحهٔ ۱ از ۳