خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۲۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که ترک خویشتن گوید توانگر می شودقطره چون از خویش شوید دست گوهر می شود
۲
چهره افروزد چو یاد آتشین تمثال منموج می در ساغرم بال سمندر می شود
۳
چشم پوشید از تعین عین دریا شد حبابهر که سد خود شکست آخر سکندر می شود
۴
ابلق از شمع تجلی می زند پروانه امساقی امشب چون مرا آن شعله منظر می شود
صفحهٔ ۱ از ۳