خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کند بنیاد مرا چون سیل بی زنهار یارکرده کسب این ماجرا از چرخ کج رفتار یار
۲
از لطافت همچو جان جانان نیاید در نظردیده را بی پرده گردد مانع دیدار یار
۳
می کند دلجویی ما زخم کاری بیشترنیست کارش با دل از کف دادگان پر کار یار
۴
داد از زهر تغافل آب تا تیغ نگاهخونی صد مدعا شد از وفا نی زار یار
صفحهٔ ۱ از ۳