خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۲۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر چنین گردون ز آهم می کشد سر در غباربیضه ی خورشید ماند همچو اخگر درغبار
۲
اشک من چون مهره ی گل درنظر جولان کندبس که پنهان شد دلم تا دیده ی تر در غبار
۳
آستین بر خاطر افشاند چو یاد طره اشمحشری گردد مرا هر سو مصور در غبار
۴
بس که گرد رشک از او فردوس دارد بر جبینهمچو لعل نوخطان پیچید کوثر در غبار
صفحهٔ ۱ از ۳