خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۲۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داغ عشق از برق حسن افتاده بی زنهارترجام نور مهر از آیینه شد سرشار تر
۲
گوهر لطف سخن را بینم از لعل لبشاز عرق بر چهره ی محجوب خوش رفتار تر
۳
این بنا از عالم آب است بر پا چون حبابچشم می گون تو را مستی کند هشیارتر
۴
برقع افکن گر بر آیی دل به دست آری مراای که هستی از دل گم گشته کم دیدار تر
صفحهٔ ۱ از ۲