شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۲۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دود آهم شد به لب از برق آتشبارترچشم داغم باشد از بخت نگه بیدارتر
۲
ترک این دور است از تاجیک چون پرکارترترک چشم از دزد خالش دیده ام عیار تر
۳
تیغ بازد گر نیارد جوهر کاری به دستاز غلاف آستان خود بود بیکارتر
۴
چشم پوشیدن ز رسم همرهی با خصم خویشبر من از راه تن آسایی بود دشوارتر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth