خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۳۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که چشمش نسخه ها تالیف کرد از باب نازاز نگه مژگان رسا تر گشت در آداب ناز
۲
بس که موج عشوه ی طوفان نگاهش می زندکشتی ام چون مردمک افتاده در گرداب ناز
۳
طایر جان بال بر هم زد چو زد مژگان به همریخت خون عالمی چشمش به استصواب ناز
۴
هر نگاهش حل مشکل عقده ی امید راهر سر مویش چو مژگان فاتح ابواب ناز
صفحهٔ ۱ از ۲