شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۳۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چرا گویم که گل یا لاله یا گلشن به قربانشغزال وحشی ام اهلی است یا رب من به قربانش
۲
زبان چرب من چون شمع پرتو در بغل داردتوانم در شب تاریک شد روشن به قربانش
۳
کمان ابروانش را که شد چاک دلم قربانببین چون می رود مژگان صید افکن به قربانش
۴
فدای حسن شوخی ذره تا خورشید می بینممه و انجم، گل و گلشن نه تنها من به قربانش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth