شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۳۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از اشک و آه شرح دهد داستان شمعجز دل کسی نساخته حرف از زبان شمع
۲
پروانه های سوختن انسا نموده اندسرکرده اند تا قلم امتحان شمع
۳
تا دیده آب و آتشم از سر گذشته اندافتاده است شعله ی اشکم به جان شمع
۴
گل می کند شکفتگی ما ز سوختندر پرده ی همند بهار و خزان شمع
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth