خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۳۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از شراب لعل ساقی بس که دارم کام خشکچون خطش سوهان روحم بود هر پیغام خشک
۲
از فروغ لعل جانبخش تو در بزم چمنآب حیوان می چکد از دیده ی بادام خشک
۳
تشنه ی گفتار تلخش را چو آب زندگیمی شود اکسیر عمر جاودان دشنام خشک
۴
هر که پاس ابروی خویش دارد چون گهردر محیط از شرم همت تر نسازد کام خشک
صفحهٔ ۱ از ۲