خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۱۲ - مطلع دوم
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای صفت زلف تو غارت ایمان ماعشق جهان سوز تو بر دل ما پادشا
۲
بر در ایوان توست پای شکسته خردبر سر میدان توست دست گشاده هوا
۳
صد لطف از کردگار وز لب تو یک سخنصد ستم از روزگار وز دل تو یک جفا
۴
از رخ تو کس نداد هیچ نشانی تماموز مژهٔ تو نکرد هیچ خدنگی خطا
صفحهٔ ۱ از ۳