خلوتی با خاقانی
شمارهٔ ۱۳ - مطلع سوم
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نافهٔ آهو شده است ناف زمین از صباعقد دو پیکر شده است پیکر باغ از هوا
۲
روح روان است آب بیعمل امتحانزر خلاص است خاک بیاثر کیمیا
۳
شاخ شکوفه فشان سنقر کانند خردهر نفسی بال و پر ریختهشان از قضا
۴
دفتر گل را فلک کرد به شنگرف رنگزرین شیرازه زد هر ورقی را جدا
صفحهٔ ۱ از ۳