شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۳۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طفل اشکم را قدم هر چند فرسودی به چشمسر به خورشید از خیال عارضش سودی به چشم
۲
دیده و دل دارد از ریحان خطت چون غبارز آتش حسنت مرا آید همی دودی به چشم
۳
بس که دارم جلوه ی مستانه ای را در نظرشد به لب خمیازه ام لعل می آلودی به چشم
۴
چشم پوشیدیم از خود جلوه داری خویش راطالب دیدار گردیدیم فرمودی به چشم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth