خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۳۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از مهر همچو سینه ی مشرق لبالبمهرگز به حرف کینه نشد آشنا لبم
۲
چون شب سیاه نامه ی سودای کینه نیستدم می زند چو صبح زصدق و صفا لبم
۳
دوری چو مشکل است ز دیرینه همدمانیک دم نمی شود ز خموشی جدا لبم
۴
چون دل به هیچ وجه به باطل نشد حریفدر حرف حق مثل شده نام خدا لبم
صفحهٔ ۱ از ۳