شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۳۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
موی چشم آیینه را گردد تن کاهیده امشد دُر مو دار اشک از بس به خود پیچیده ام
۲
چون زبان در حرف می پیچی پی ناکامی اممیل دلجویی نداری از دلت پرسیده ام
۳
مفت ممنون تا چو حرف مبتذل کردی مرامن خجل از روی خود چون معنی دزدیده ام
۴
تنم کجا بیرون دهد چون کاغذ ابری کفتمن نمی گردم از آن تر گرگ باران دیده ام
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth