خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۳۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوسه بر لعل گهر بار تو سیمین بر زدمدل به دریا دادم و بر آب این گوهر زدم
۲
آب حیوان در سیاهی سنگداغ حسرت استکز شراب لعل او چون خال لب ساغر زدم
۳
چون نگردد آتش جانسوز داغ شعله وراز طپیدن های دل دامی بر این اخگر زدم
۴
عالمی زیر نگین دارد دل از تمثال دوستصورت این آیینه دادم نقش اسکندر زدم
صفحهٔ ۱ از ۳